الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

182

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

او گفت : با شما نيستم . ( 1 ) ابن عباس برخاست و به او گفت : « او از خاندان نبوت است و آنها وارثان علم هستند . . . » . پس به سوى حضرت حسين رفت و آن حضرت عليه السّلام به او فرمود : « اى نافع ! هر كس دين خود را بر قياس نهد ، پيوسته روزگار را با پيچيدگى و ابهام به سر خواهد برد ، دست به دريوزگى و او از راه و روش و همراه با كژى و گمراه از مسير و گويندهء سخن نازيبا خواهد بود . پروردگارم را براى تو وصف مىكنم به آنچه خود را به آن توصيف نمود و او را معرفى مىكنم به آنچه خود را به آن معرفى كرد ، با حواس ادراك نمىشود و با مردم قياس نمىگردد ، نزديك است ولى چسبيده نيست ، دور است ولى كمبودى ندارد ، يكتا شمرده مىشود ولى تجزيه نمىگردد ، به نشانه‌ها شناخته مىشود و به علامتها توصيف مىگردد ، پروردگارى جز او نيست ، بزرگ و بلند مرتبه است . . . » « 1 » . ( 2 ) ازرق ، متحير گشت و قادر به جواب نبود ؛ زيرا حيرت بر او دست يافته و امام هر روزنه‌اى را بر او بسته بود . همهء حاضران كه سخن امام را شنيدند ، در شگفت گشتند و سخن ابن عباس را تكرار مىنمودند كه حسين از خاندان نبوت است و آنان وارثان علم مىباشند . ( 3 ) امر به معروف امام عليه السّلام اين سخن درخشان را خطاب به انصار و مهاجرين ايراد فرمود و از تسامح آنان در امر به معروف و نهى از منكر كه جامعهء اسلامى بر آنها بنا

--> ( 1 ) الكواكب الدرية 1 / 58 . ابن عساكر ، ترجمة امام الحسين ، ص 225 . ابن العديم ، بغية الطالب ، ص 144 .